گاهی که فقط بهانه ات میگیردیا خاطره ها نشانه ات میگیرددر خلوتِ اشک و شب ،بهم میریزیاز خود به خدا، گلایه ات می گیردبا هر کلمه غزل غزل میسازیانگار به لب ،ترانه ات میگیرددر این الک
زمان که گیر افتادیهی موی سرش به شانه ات میگیردیاری که برای تو ندارد شوقیشادی و صدا ز خانه ات میگیردوقتی که کبوتر دلت بی خبر استپرواز به سوی لانه ات میگیردهی گریه نکن ، پر نشود ابر دلتچون بارش عاشقانه ات میگیرد#فاطمه_مقامی + نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 20:25 توسط فاطمه مقامی | دیوانه بازی...
ما را در سایت دیوانه بازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: دوشنبه 30 بهمن 1402 ساعت: 14:46